پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۰۷

ما نقش خیال تو نگاریم به دیده

کاری به جز این کار نداریم به دیده

در گوشهٔ دیده به خیال تو نشستیم

عمری به خیالت به سرآریم به دیده

جز تور خیال تو که نقش بصر ماست

در دیده خیالی ننگاریم به دیده

گر زان که ز ما بر سر کوی تو غباریست

بر خاک درت آب بیاریم به دیده

جان در تن ما عشق نهاده به امانت

گر می طلبد هان بسپاریم به دیده

هر شب من و رندی به هوای مه تابان

تا روز ستاره بشماریم به دیده

در دیدهٔ ما معنی سید بنماید

هر صورت خوبی که نگاریم به دیده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۰۹توئی که راحت جانی و دیده را دیده
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۱۰به نور دیده دیدم نور دیده
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۱۱ما نقش خیال تو نگاریم به دیده
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۱۲خیالش نقش می بندم به دیده
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۱۳خیالش نقش می بندد به دیده
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۱۴خوش نقش خیالیست که بستیم به دیده
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۱۵ما نقش خیال تو کشیدیم به دیده
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۱۶خیالش نقش می بندد بهه دیده
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.