پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۰۶

دیده تا نور روی او دیده

هرچه دیده همه نکو دیده

زلف و رویش به همدگر نگرد

کفر و اسلام مو به مو دیده

چشم دریادلی است دیدهٔ ما

در نظر آب سو به سو دیده

دیدهٔ ما یکی یکی بیند

گرچه احول یکی به دو دیده

دیده در آینه نگاهی کرد

جان و جانانه روبرو دیده

چند گوئی که من نمی بینم

روشنست آفتاب کو دیده

نعمت الله نظر از او دارد

نور او را به نور او دیده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۰۸می نگارد نگار بر دیده
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۰۹توئی که راحت جانی و دیده را دیده
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۱۰به نور دیده دیدم نور دیده
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۱۱ما نقش خیال تو نگاریم به دیده
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۱۲خیالش نقش می بندم به دیده
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۱۳خیالش نقش می بندد به دیده
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۱۴خوش نقش خیالیست که بستیم به دیده
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۱۵ما نقش خیال تو کشیدیم به دیده
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.