پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۰۴

جان ز جانان دریغ دارم نه

دل به غیری دگر گذارم نه

هر چه دارم امانت عشق است

جز بدان حضرتش سپارم نه

در خرابات همدم جامم

هیچ همدم چو جام دارم نه

ساقیم او و می محبت او

دست از می خوری بدارم نه

دیده روشن به نور طلعت اوست

غیر او در نظر نگارم نه

به جز از تخم دوستی تخمی

در زمین دلم بکارم نه

نفسی بی هوای سید خویش

در همه عمر خود برآرم نه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۰۶دیده تا نور روی او دیده
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۰۷ما نقش خیال تو نگاریم به دیده
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۰۸می نگارد نگار بر دیده
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۰۹توئی که راحت جانی و دیده را دیده
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۱۰به نور دیده دیدم نور دیده
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۱۱ما نقش خیال تو نگاریم به دیده
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۱۲خیالش نقش می بندم به دیده
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۱۳خیالش نقش می بندد به دیده
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.