پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۰۲

عشق را خود حجاب باشد نه

غیر او در حساب باشد نه

می عشق است و جام او عالم

مثل این می شراب باشد نه

در گلستان گلی که می چینی

ورقش بی گلاب باشد نه

سایه و آفتاب را دریاب

سایه بی آفتاب باشد نه

به جز از جام می که نوش کنیم

به ازین خود ثواب باشد نه

نقش غیری خیال اگر بندی

جز خیالی به خواب باشد نه

در خرابات همچو سید ما

رند مست خراب باشد نه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۰۴جان ز جانان دریغ دارم نه
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۰۵تا نقش خیال تو نگاریم به دیده
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۰۶دیده تا نور روی او دیده
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۰۷ما نقش خیال تو نگاریم به دیده
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۰۸می نگارد نگار بر دیده
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۰۹توئی که راحت جانی و دیده را دیده
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۱۰به نور دیده دیدم نور دیده
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۱۱ما نقش خیال تو نگاریم به دیده
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.