پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۹۷

تا خیال روی خوبش دیده ام در آینه

روز و شب دارم ز عشقش در برابر آینه

روی او آئینهٔ گیتی نمای جان ماست

جان ما آئینه ای جانانه بنگر آینه

صورتی در آینه بنموده تمثالش عیان

شد ز عکس نور آن معنی مصور آینه

گر بود آئینه روشن روی بنماید تو را

ور نه رویش کی نماید در مکدر آینه

عشق او شمعست و جانم آینه وین رمز ما

عشقبازان را بود روشن منور آینه

من دلی دارم چو آئینه منیر و با صفا

آفتاب مهر رویش تافته بر آینه

برنداری آینه از پیش رویت یک زمان

همچو سید گر ببینی روی خود در آینه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۹۹می و جامیم و جان و جانانه
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۰۰درآمد ترک سرمستی که غارت می کند خانه
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۰۱درآ در مجلس رندان ببین این ذوق مستانه
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۰۲عشق را خود حجاب باشد نه
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۰۳در دو عالم جز یکی دانیم نه
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۰۴جان ز جانان دریغ دارم نه
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۰۵تا نقش خیال تو نگاریم به دیده
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۰۶دیده تا نور روی او دیده
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.