پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۹۶

همچو ما کیست در جهان تشنه

بحر جودیم و همچنان تشنه

عین آب حیات چشمهٔ ماست

چشمه در چشم ما به جان تشنه

می رود آب چشم ما هر سو

ما به هر سو شده روان تشنه

خوش کناری پرآب و دیدهٔ ماست

ما فتاده در این میان تشنه

همه عالم گرفته آب زلال

حیف باشد که تشنگان تشنه

آب دریا و تشنه مستسقی

می خورد آب ناتوان تشنه

سخن سید است آب حیات

خضر وقت امان به آن تشنه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۹۸ساقی بده آن می شبانه
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۹۹می و جامیم و جان و جانانه
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۰۰درآمد ترک سرمستی که غارت می کند خانه
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۰۱درآ در مجلس رندان ببین این ذوق مستانه
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۰۲عشق را خود حجاب باشد نه
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۰۳در دو عالم جز یکی دانیم نه
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۰۴جان ز جانان دریغ دارم نه
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۰۵تا نقش خیال تو نگاریم به دیده
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.