پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۹۰

بر همه ذرات عالم آفتابی تافته

بینم و هر ذره ای از وی نصیبی یافته

تار و پود و صورت و معنی و جسم و جان ما

تافته بر همدگر خوش جامه ای را بافته

کس نمی یابم در این صحرا که محرومست از او

آفتاب رحمتش بر کور و بینا تافته

مو بi مو زلف پریشان جمع کرده وانگهی

از برای سیدی خوش گیسوئی را بافته

ساقی سرمست ما بزم ملوکانه نهاد

نعمت الله پیش از رندان به می بشتافته

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۹۲عمریست تا دل من با بیدلان نشسته
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۹۳نقش خیال رویش برآب دیده بسته
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۹۴تا ببیند روی خود در آینه
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۹۵آفتابی تافته بر آینه
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۹۶همچو ما کیست در جهان تشنه
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۹۷تا خیال روی خوبش دیده ام در آینه
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۹۸ساقی بده آن می شبانه
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۹۹می و جامیم و جان و جانانه
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.