پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۸۹

عشق او خوش آتشی افروخته

غیرت او غیر او را سوخته

عشقبازی کار آتش بازی است

او چنین کاری به ما آموخته

گنج او در کنج دل ما یافتیم

دل فراوان نقد از او اندوخته

نور ما روشنتر است از آفتاب

گوئیا از نار عشق افروخته

جام و می با یکدگر آمیخته

خون میخواران به خاکش ریخته

زلف بگشوده نموده آن جمال

شیوهٔ او فتنه ها انگیخته

ساقی سرمست خمی پر ز می

بر سر رندان عالم ریخته

در خرابات مغان مست و خراب

عاشقانه مجلسی انگیخته

سیدم زلف سیادت برفشاند

عالمی را دل در او آویخته

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۹۱عقل در کوی عشق سرگشته
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۹۲عمریست تا دل من با بیدلان نشسته
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۹۳نقش خیال رویش برآب دیده بسته
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۹۴تا ببیند روی خود در آینه
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۹۵آفتابی تافته بر آینه
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۹۶همچو ما کیست در جهان تشنه
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۹۷تا خیال روی خوبش دیده ام در آینه
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۹۸ساقی بده آن می شبانه
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.