پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۹۲

عمریست تا دل من با بیدلان نشسته

خوش گوشه ای گرفته در کنج جان نشسته

رندی حیات جاوید یابد که از سر ذوق

مستانه در خرابات خوش با مغان نشسته

سلطان عشق بنشست برتخت دل چو شاهی

تختی چنین که دیده شاهی چنان نشسته

خوش بلبلی است جانم کاندر هوای جانان

نالد به ذوق دایم در گلستان نشسته

گر عاشقی ز خود جو معشوق خویشتن را

زیرا که او همیشه با عاشقان نشسته

بر گرد قطب یاران پرگاروار گردند

سرگشته در کناره او در میان نشسته

رندی چو نعمت الله جوئی ولی نیابی

برخاسته ز عالم بی خان و مان نشسته

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۹۴تا ببیند روی خود در آینه
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۹۵آفتابی تافته بر آینه
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۹۶همچو ما کیست در جهان تشنه
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۹۷تا خیال روی خوبش دیده ام در آینه
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۹۸ساقی بده آن می شبانه
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۹۹می و جامیم و جان و جانانه
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۰۰درآمد ترک سرمستی که غارت می کند خانه
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۰۱درآ در مجلس رندان ببین این ذوق مستانه
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.