پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۸۷

نور رویش دیدهٔ مردم منور ساخته

صورت خود را به لطف خود مصور ساخته

بسته است از مه نقابی آفتاب روی او

تا نداند هر کسی خود را چنین برساخته

درخرابات مغان بزم خوشی آراسته

رند و ساقی جام و می با یکدگر در ساخته

عشق او بحر است و ما را ز آن به دریا می کشد

عشق ما را آبروئی داده خوشتر ساخته

هر که خاک پای سرمستان او را بوسه داد

بر سریر سلطنت سلطان و سرور ساخته

اسم اعظم خواست تا ظاهر شود در آینه

عین ما روشن دلی را دیده مظهر ساخته

هر کسی سازد سرائی در بهشت از بهر خود

نعمت الله خانهٔ دل جای دلبر ساخته

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۸۹عشق او خوش آتشی افروخته
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۹۰بر همه ذرات عالم آفتابی تافته
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۹۱عقل در کوی عشق سرگشته
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۹۲عمریست تا دل من با بیدلان نشسته
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۹۳نقش خیال رویش برآب دیده بسته
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۹۴تا ببیند روی خود در آینه
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۹۵آفتابی تافته بر آینه
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۹۶همچو ما کیست در جهان تشنه
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.