پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۸۶

نور رویش پرتوی بر ماهتاب انداخته

جعد زلفش سایبان بر آفتاب انداخته

سنبل زلفش پریشان کرده بر رخسار گل

بلبل شوریده را در پیچ و تاب انداخته

ساقی سرمست ما رندانه جام می به دست

آمده در بزم ما از رخ نقاب انداخته

لاابالی وار با رندان نشسته روز و شب

از رقیب ایمن سپر بر روی آب انداخته

بر کشیده تیر عشق و عاشقان خویش را

بر سر کوی محبت بی حساب انداخته

آتشی انداخته در جان شمع از عشق خود

عقل را پروانه وش در اضطراب انداخته

وعدهٔ دیدار داده عاشقان خویش را

ذوق و وجدی در وجود شیخ و شاب انداخته

زاهد و مفتی به عشق جرعه ای از جام او

آن یکی سجاده و این یک کتاب انداخته

نعمت الله را حریف مجلس خود ساخته

جام وحدت داده و مست و خراب انداخته

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۸۸پادشاهی با گدائی ساخته
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۸۹عشق او خوش آتشی افروخته
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۹۰بر همه ذرات عالم آفتابی تافته
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۹۱عقل در کوی عشق سرگشته
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۹۲عمریست تا دل من با بیدلان نشسته
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۹۳نقش خیال رویش برآب دیده بسته
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۹۴تا ببیند روی خود در آینه
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۹۵آفتابی تافته بر آینه
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.