پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۸۵

خوش نقش خیالی است که بستیم به دیده

در دیدهٔ سرمست نظر کن که پدیده

مستانه دو بیتی ز سر ذوق بگفتم

خود خوشتر از این قول که گفته که شنیده

تا ظن نبری گفتهٔ من شعر فلان است

الهام الهی است که از غیب رسیده

میخانهٔ ما وقف و سبیل است به رندان

جام می ما بر همه میخانه گزیده

رندی که در این کوی مغان خوش به کمال است

از قصهٔ بیگانه و از خویش رهیده

جان در تن ما عشق نهاده به امانت

گر می‌طلبد هان بسپاریم به دیده

خوش باشد اگر عمر عزیز به سر آری

در بندگی سید و اخلاق حمیده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۸۷نور رویش دیدهٔ مردم منور ساخته
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۸۸پادشاهی با گدائی ساخته
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۸۹عشق او خوش آتشی افروخته
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۹۰بر همه ذرات عالم آفتابی تافته
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۹۱عقل در کوی عشق سرگشته
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۹۲عمریست تا دل من با بیدلان نشسته
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۹۳نقش خیال رویش برآب دیده بسته
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۹۴تا ببیند روی خود در آینه
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.