پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۸۴

عشق او شمع خوشی افروخته

جان من پروانهٔ پر سوخته

عشقبازی کار آتش بازی است

او چنین کاری مرا آموخته

چشم بندی بین که نور چشم من

رو گشوده دیده‌ام را دوخته

سود من بنگر که سودا کرده‌ام

می خریده زاهدی بفروخته

نعمت او نعمت‌اللّه من است

دل چنین خوش نعمتی اندوخته

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۸۶نور رویش پرتوی بر ماهتاب انداخته
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۸۷نور رویش دیدهٔ مردم منور ساخته
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۸۸پادشاهی با گدائی ساخته
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۸۹عشق او خوش آتشی افروخته
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۹۰بر همه ذرات عالم آفتابی تافته
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۹۱عقل در کوی عشق سرگشته
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۹۲عمریست تا دل من با بیدلان نشسته
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۹۳نقش خیال رویش برآب دیده بسته
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.