پرش به محتوای اصلی
شاهدی شاهدی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶

چون دلبران ز زلف سیه تاب می‌دهند

دل را نشان ز صورت قلّاب می‌دهند

پیکان به آتش دل من سرخ می‌کنند

چون سرخ شد به خون جگر آب می‌دهند

گویند روی خویش نماییم بتان به خواب

ما را بدین بهانه چه خوش خواب می‌دهند

آن خال‌های سوخته از تابش رخت

بر آتش دو گونهٔ مرا تاب می‌دهند

گه زلف افکنند به رخ گه بر افکنند

ما را فریب در شب مهتاب می‌دهند

گفتند شاهدی ز گدایان این در است

این سلطنت ببین که در این باب می‌دهند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸یک ذره بدان دهن که گوید
  2. شمارهٔ ۵۹کاری ندارم در جهان جز گریه در کردار خود
  3. شمارهٔ ۶۰دلم پیکان او را در جگر دید
  4. شمارهٔ ۶۱ترسم آن سرور خوبان ستمش یاد آید
  5. شمارهٔ ۶۲عمر بگذشت بدو سال اگر باز آید
  6. شمارهٔ ۶۳بر گلت از عرق گلاب افتاد
  7. شمارهٔ ۶۴ز بهر تیر تو میلِ (میلم) بهر مغاک برد
  8. شمارهٔ ۶۵با سلسلۀ زلفی دل میل بسی دارد
همه‌ی غزلیات ←

شاهدی درباره‌ی شاهدی

ابراهیم شاهدی دده مغلوی (زاده به سال ۸۷۵ قمری در شهر مغله، درگذشته به سال ۹۵۷ قمری)، ادیب و صوفی عثمانی و شیخ زاویهٔ مولویه بود. پدرش صالح مغلوی در ایران تحصیل کرده بود و به زبان فارسی مسلط بود و هم او به فرزندش فارسی آموخت. آثار شاهدی عبارتند از: «تحفهٔ شاهدی» (لغتنامهٔ منظوم فارسی-ترکی)، «گلشن توحید» (شرح منظوم گزید...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.