پرش به محتوای اصلی
شاهدی شاهدی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

چو دلبران به دل ما سه چیز می‌جویند

به تیغ و ناوک و خنجر ستیز می‌جویند

خطت چو مور گشته به هر بر مر خال

که دانه بر اثر مشک‌بیز می‌جویند

بگو شباب به خون ریز رنگ مشتاقان

هلاک خویش بدان تیغ تیز می‌جویند

خوشا نسیم سحرگه که عاشقان به صبوح

پیام دوست از آن صبح‌خیز می‌جویند

کسان که آرزوی قد دلکشش دارند

چو شاهدی همه تا رستخیز می‌جویند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷رخش آتشم در درون می‌برد
  2. شمارهٔ ۵۸یک ذره بدان دهن که گوید
  3. شمارهٔ ۵۹کاری ندارم در جهان جز گریه در کردار خود
  4. شمارهٔ ۶۰دلم پیکان او را در جگر دید
  5. شمارهٔ ۶۱ترسم آن سرور خوبان ستمش یاد آید
  6. شمارهٔ ۶۲عمر بگذشت بدو سال اگر باز آید
  7. شمارهٔ ۶۳بر گلت از عرق گلاب افتاد
  8. شمارهٔ ۶۴ز بهر تیر تو میلِ (میلم) بهر مغاک برد
همه‌ی غزلیات ←

شاهدی درباره‌ی شاهدی

ابراهیم شاهدی دده مغلوی (زاده به سال ۸۷۵ قمری در شهر مغله، درگذشته به سال ۹۵۷ قمری)، ادیب و صوفی عثمانی و شیخ زاویهٔ مولویه بود. پدرش صالح مغلوی در ایران تحصیل کرده بود و به زبان فارسی مسلط بود و هم او به فرزندش فارسی آموخت. آثار شاهدی عبارتند از: «تحفهٔ شاهدی» (لغتنامهٔ منظوم فارسی-ترکی)، «گلشن توحید» (شرح منظوم گزید...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.