پرش به محتوای اصلی
شاهدی شاهدی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

تا دل نظری به حال خود کرد

جز درد و غم نگار خود کرد

گر خاک سری فدای تو شد

بگذر ز گناهش ار چه بد کرد

گر لعل تو را گزید جانم

بد کرد ولی به جان خود کرد

آن هم ز جنون عاشقی بود

کین دل شده دعوی خرد کرد

افسانه شیخ شاهدی را

در عشق فزودنش مدد کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵چو دلبران به دل ما سه چیز می‌جویند
  2. شمارهٔ ۵۶چون دلبران ز زلف سیه تاب می‌دهند
  3. شمارهٔ ۵۷رخش آتشم در درون می‌برد
  4. شمارهٔ ۵۸یک ذره بدان دهن که گوید
  5. شمارهٔ ۵۹کاری ندارم در جهان جز گریه در کردار خود
  6. شمارهٔ ۶۰دلم پیکان او را در جگر دید
  7. شمارهٔ ۶۱ترسم آن سرور خوبان ستمش یاد آید
  8. شمارهٔ ۶۲عمر بگذشت بدو سال اگر باز آید
همه‌ی غزلیات ←

شاهدی درباره‌ی شاهدی

ابراهیم شاهدی دده مغلوی (زاده به سال ۸۷۵ قمری در شهر مغله، درگذشته به سال ۹۵۷ قمری)، ادیب و صوفی عثمانی و شیخ زاویهٔ مولویه بود. پدرش صالح مغلوی در ایران تحصیل کرده بود و به زبان فارسی مسلط بود و هم او به فرزندش فارسی آموخت. آثار شاهدی عبارتند از: «تحفهٔ شاهدی» (لغتنامهٔ منظوم فارسی-ترکی)، «گلشن توحید» (شرح منظوم گزید...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.