پرش به محتوای اصلی
شاهدی شاهدی

غزلیات

غزل آغازین - شمارهٔ ۱

شد خاک راه این سر سودا نوشت ما

این شد مگر ز روز ازل سرنوشت ما

از کوی دوست ما سوی جنت چرا رویم

رضوان حسد برد ز نعیم و بهشت ما

تخم اَمَل که دل به هوای تو کشته بود

جز دانه‌های اشک نیاید ز کشت ما

ور برده چون محرک جمع صور یکی است

بنگر محرک و منگر خوب و زشت ما

مقصود شاهدی چو تویی هر کجا که هست

دیگر نگفت مسجد ما یا کنشت ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳پر کن بدور لعل نگارم پیاله را
  2. شمارهٔ ۴اگر نه زلف تو میبرد در پناه مرا
  3. شمارهٔ ۵جز ناله نیست مونس جان دل ربوده را
  4. شمارهٔ ۶به عاشقان خود بنما جمال عالم آرا را
  5. شمارهٔ ۷لعل لب تو شفاست ما را
  6. شمارهٔ ۸کردی ز غم آباد چو کاشانۀ ما را
  7. شمارهٔ ۹باز نما به مطربان نغمۀ جان گداز را
  8. شمارهٔ ۱۰هر لحظه سیل دیده به خون می‌کشد مرا
همه‌ی غزلیات ←

شاهدی درباره‌ی شاهدی

ابراهیم شاهدی دده مغلوی (زاده به سال ۸۷۵ قمری در شهر مغله، درگذشته به سال ۹۵۷ قمری)، ادیب و صوفی عثمانی و شیخ زاویهٔ مولویه بود. پدرش صالح مغلوی در ایران تحصیل کرده بود و به زبان فارسی مسلط بود و هم او به فرزندش فارسی آموخت. آثار شاهدی عبارتند از: «تحفهٔ شاهدی» (لغتنامهٔ منظوم فارسی-ترکی)، «گلشن توحید» (شرح منظوم گزید...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.