پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۲

داشتم روزی دلی بر من بسی بیداد ازو

رفت و جز خون جگر کاری دگر نگشاد ازو

ناله و فریاد من رفت از زمین تا آسمان

ناله از دل می‌کند فریاد ازو فریاد ازو

در پی دل چند گردم کاب رویم ریخت دل

دست خواهم شست ازین پس هرچه باداباد ازو

می‌نشاند باد سرد دل چراغ عمر من

حاصل عمرم نگر چون می‌رود بر باد ازو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۴بیمار و بر افتاد نفس دوش سحرگه
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۵ای پسر نیستی ز هستی به
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۶ای آنکه رخ و زلف تو آرایش دیده
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۷سرو سهی که کارش بالا بود همیشه
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۸صوفی ز سر توبه، شد با سر پیمانه
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۹باز بیمار خودم ساختی و خوش کردی
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۰دلا من قدر وصل او ندانستم تو می‌دانی
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۱هر دم به تیز غمزه دلم را چه می‌زنی؟
همه‌ی غزلیات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.