پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴

جمال خود منما، جز به دیده پر آب

روا مدار، تیمم به خاک، در لب آب

تو شمع مجلس انسی، متاب روی از من

تو عین آب فراتی مده فریب سراب

کسی که سجده گهش، خاک آستانه توست

فرو نیاورد او، سر به مسجد و محراب

مکن به بوک و مگر عمر را تلف سلمان

بست که گشت بدین صرف، روزگار شباب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶ای گل رخسار تو! برده ز روی گل، آب
  2. غزل شمارهٔ ۲۷ز باغ وصل تو یابد، ریاض رضوان، آب
  3. غزل شمارهٔ ۲۸از لب لعل توام، کار به کام است، امشب
  4. غزل شمارهٔ ۲۹جان نیاید در نشاط، الا که بر بوی حبیب
  5. غزل شمارهٔ ۳۰خسته‌ام ای یارو ندارم، طبیب
  6. غزل شمارهٔ ۳۱باز آمدی ای بخت همایون به سعادت
  7. غزل شمارهٔ ۳۲در سرم زلف تو، سودا انداخت
  8. غزل شمارهٔ ۳۳به آستین ملالم مران، که من به ارادت
همه‌ی غزلیات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.