پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۲

آن پری کیست که از عالم جان روی نمود؟

وین چه حوری است که بر ما در فردوس گشود؟

دل به پروانه غم شمع من از من بستند

می به پیمانه جان لعل تو بر من پیمود

گرچه آواز رباب است مخالف با شرع

راستی او ره تحقیق به عشاق نمود

در گل تیره ما گشت نهان خورشیدی

روی خورشید به گل چون بتوانم اندود

ما چو عودیم بر آتش، مکش از پا دامن

کز وفا دود برآید چه زیانت زان دود؟

عمر ما کم شد و عشق تو فزون پنداری

کانچه کم گشت زعمرم همه در عشق فزود

آنچنان نازکی ای گل که اگر با تو نسیم

دم زند، روی تو چون لاله شود خون آلود

دیده ما به خیال لب عنابی تو

بس که از جام زجاجی عنبی می‌ پالود

بنشستیم پس پرده تقوی، عمری

ناگهان باد هوا آمد و آن پرده ربود

سود سلمان همه این است که سر بر در تو

سود و سرمایه خود را چه زیان کرد و چه سود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۴دوشم آن گلچهره در آغوش بود
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۵گفتم که خطا کردی و تدبیر نه این بود
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۶ماهی ار ماه فلک را از کمان ابرو بود
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۷دی دیده از خیال رخش بازمانده بود
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۸همچنان مهر توام مونس جان است که بود
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۹جان شیرین گر قبول چون تو جانانی بود
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۰سر سودای تو هرگز ز سر ما نرود
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۱از چشم من خیال قدش کی برون رود؟
همه‌ی غزلیات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.