پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۰

خیال زلف تو چشمم به خواب می‌بیند

دلم ز شمع جمال تو تاب می‌بیند

کسی که چشمه آب حیات لعل تو دید

برون از آن همه عالم سراب می‌بیند

به غیر عشق تو در دیده هر چه می‌آید

نظر معاینه نقشش بر آب می‌بیند

ندیم چشمم از آن است چشم مخمورت

که در زجاجی چشمم شراب می‌بیند

خیالش از دل و چشمم نمی‌رود بیرون

کجا رود که شراب و کباب می‌بیند

دلا مگرد به عهدش قوی که عهد حبیب

خرد ضعیف چو عهد حباب می‌بیند

نهاد دل، همگی بر وفای او سلمان

نهاد خویش از آن رو خراب می‌بیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۲آن پری کیست که از عالم جان روی نمود؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۳آنجا که عشق آمد کجا پند و خرد را جا بود؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۴دوشم آن گلچهره در آغوش بود
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۵گفتم که خطا کردی و تدبیر نه این بود
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۶ماهی ار ماه فلک را از کمان ابرو بود
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۷دی دیده از خیال رخش بازمانده بود
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۸همچنان مهر توام مونس جان است که بود
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۹جان شیرین گر قبول چون تو جانانی بود
همه‌ی غزلیات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.