پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۲

کیست که قصهٔ مرا پیش نگار من برد؟

باد به گوش او مگر ناله زار من برد

نامه نوشته‌ام بسی نیست کبوتری چرا؟

کو بر من بیاید و نامه به یار من برد

بار دل و بلای جان، من به کدام تن کشم؟

لاشه ناتوان از آن نیست که بار من برد

کار زدست شد کسی چاره من نمی‌برد

هم نظر عنایتش چاره کار من برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۴ز کویش نسیم صبا بوی برد
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۵خاک آن بادم که از خاک درت بویی برد
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۶یارم به وفا وعده بسی داد و جفا کرد
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۷آخرت روزی ز سلمان یاد می‌بایست کرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۸سحرگه بلبلی آواز می‌کرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۹عذارت خط به بخت ما درآورد
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۰ناتوان چشم توام گرچه به زنهار آورد
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۱لطف جانبخش تو جانم ز عدم باز آورد
همه‌ی غزلیات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.