پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۹

ای ز چشمت خفته در چشم غزالان نازها

بسته رفتار خوشت از کبک، چشم بازها

شعله گردد آشیان ها را گل روی سبد

چون ز شوقت عندلیبان برکشند آوازها

با ملایک ناله ام در شوخی و لرزد سپهر

همچو بام خانه از پای کبوتر بازها

بیخودی از نغمه در محفل مرا بیهوده نیست

می رسد بر گوش، آواز توام از سازها

در هوای نخل قدت می تپد در خون دلم

همچو مرغ بسمل از کوتاهی پروازها

از درون سینه باشد ساده لوحان ترا

همچو خیل ماهیان از آب پیدا رازها

از سرود دل به یاد قامتت گردد بلند

چون صنوبر از سراپایم صدای سازها

می گساران صولتی دارند، ازان گردیده زرد

کز تذرو مست ترسیده ست چشم بازها

غیر خود را چون به من سنجد، که نتوانند زد

با سلیمان لاف همچشمی کبوتربازها

سهل باشد مرده را گر زنده می‌سازد سلیم

همچو عیسی از لب او دیده‌ام اعجازها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱سخن بست از لبم احرام طوف کعبهٔ دل‌ها
  2. شمارهٔ ۱۲شراب نقل نخواهد، بگیر ساغر را
  3. شمارهٔ ۱۳به راه عشق خطر نیست بینوایان را
  4. شمارهٔ ۱۴مزن به خون من ای پر عتاب، استغنا
  5. شمارهٔ ۱۵پیری نشد خزان گل شاخسار ما
  6. شمارهٔ ۱۶محبت از دل ما شُسته نقش کینه‌خواهی را
  7. شمارهٔ ۱۷در آشوب جهان، کشتی پر از صهباست مستان را
  8. شمارهٔ ۱۸یک شب از بخت زبون شمعی نشد هم‌دوش ما
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.