پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

سخن بست از لبم احرام طوف کعبهٔ دل‌ها

تماشا کن در او چون کاروان کعبه محمل‌ها

ز زهد و توبه در کار دلم صد عقده افتاده‌ست

بیا ساقی مرا آزاد کن از قید مشکل‌ها

بود سیب ذقن نقل می تحقیق، عارف را

بیابان حرم را بر سر چاه است منزل‌ها

ز نی آموز در صحرا سماع بی‌خودی کردن

کمانچه‌وار باشی چند، کون‌جنبان محفل‌ها؟

درین صحرا که بیش از دانه دهقان خفته در خاکش

به خود اندیشه‌ای کن تا چه خواهد بود حاصل‌ها

به دریایی که همچون نوح، من افکنده‌ام لنگر

سفینه بر سر موجش بود تابوت ساحل‌ها

قیاس مهر و کین هر کسی از خاطر خود کن

به هم چون دانه‌های سبحه راهی هست از دل‌ها

سلیم امشب به یاد تربت حافظ قدح‌نوش است

الا یا ایها الساقی ادر کأسا و ناولها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳به راه عشق خطر نیست بینوایان را
  2. شمارهٔ ۱۴مزن به خون من ای پر عتاب، استغنا
  3. شمارهٔ ۱۵پیری نشد خزان گل شاخسار ما
  4. شمارهٔ ۱۶محبت از دل ما شُسته نقش کینه‌خواهی را
  5. شمارهٔ ۱۷در آشوب جهان، کشتی پر از صهباست مستان را
  6. شمارهٔ ۱۸یک شب از بخت زبون شمعی نشد هم‌دوش ما
  7. شمارهٔ ۱۹ای خامه حرف زن که پس از ما کلام ما
  8. شمارهٔ ۲۰تجلی بر نمی تابی، ز بی تابی چه سود اینجا
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.