پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

به راه عشق خطر نیست بینوایان را

گل است هر سر خاری برهنه پایان را

به چشم خلق نیایند، کز کلاه نمد

بود کلاه سلیمان به سر گدایان را

چه شد که خاک در دوست مومیایی شد

ز چاره نیست نصیبی شکسته پایان را

خدا به باطن روشندلان سری دارد

گزیر نیست ز آیینه خودنمایان را

صدای سرو چمن گوش کن ز جنبش باد

اگر به جلوه ندیدی قصب قبایان را

چه فرق از وطن و غربت این چنین کز من

غم تو ساخته بیگانه آشنایان را

مشو سلیم طرف با جهان عربده جوی

جواب حرف، خموشی ست ناسزایان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵پیری نشد خزان گل شاخسار ما
  2. شمارهٔ ۱۶محبت از دل ما شُسته نقش کینه‌خواهی را
  3. شمارهٔ ۱۷در آشوب جهان، کشتی پر از صهباست مستان را
  4. شمارهٔ ۱۸یک شب از بخت زبون شمعی نشد هم‌دوش ما
  5. شمارهٔ ۱۹ای خامه حرف زن که پس از ما کلام ما
  6. شمارهٔ ۲۰تجلی بر نمی تابی، ز بی تابی چه سود اینجا
  7. شمارهٔ ۲۱حریم بزم عشق است این، چرایی ناامید اینجا؟
  8. شمارهٔ ۲۲هر که از فرقهٔ ما نیست، لئیم است اینجا
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.