پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

پیری نشد خزان گل شاخسار ما

موی سفید ماست چو عنبر بهار ما

خواهد به کار آمد اگر خاک هم شویم

افلاک را چو شیشه ی ساعت غبار ما

مردیم و گفتگوی بزرگانه کم نشد

آید صدای کوه ز سنگ مزار ما

گرمی ندیده ایم به عمر خود از کسی

جام شراب ما بود آب خمار ما

خویشی ست در میانه ی ما و گل دورنگ

یک پشت می رسد به خزان نوبهار ما

افلاک و انجمند به کاری، ولی سلیم

کاری نمی کنند که آید به کار ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷در آشوب جهان، کشتی پر از صهباست مستان را
  2. شمارهٔ ۱۸یک شب از بخت زبون شمعی نشد هم‌دوش ما
  3. شمارهٔ ۱۹ای خامه حرف زن که پس از ما کلام ما
  4. شمارهٔ ۲۰تجلی بر نمی تابی، ز بی تابی چه سود اینجا
  5. شمارهٔ ۲۱حریم بزم عشق است این، چرایی ناامید اینجا؟
  6. شمارهٔ ۲۲هر که از فرقهٔ ما نیست، لئیم است اینجا
  7. شمارهٔ ۲۳نمی کشد به چمن، طبع پرغرور مرا
  8. شمارهٔ ۲۴چو ماه شعشعهٔ ماست برق خرمن ما
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.