پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

محبت از دل ما شُسته نقش کینه‌خواهی را

زیارت می‌کند چون کعبه برق ما سیاهی را

ز فیض پرتو دل شکرها دارم درین گلشن

که گلچین چراغم کرده باد صبحگاهی را

شهان را چشم بر عالم گشودن عیب می‌باشد

بیاموزند کاش از باز خود، صاحب‌کلاهی را

سیاهی کعبه چند از جامهٔ خود می‌زند بر ما؟

همه کس دارد از عشق این لباس دادخواهی را

نیم در عشق او چون دیگران، آری کجا دارد

خس و خاشاک دریا آبروی خارماهی را

سلیم آن گل، گذاری کاشکی سوی چمن آرد

که از سر لاله بگذارد هوای کج‌کلاهی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸یک شب از بخت زبون شمعی نشد هم‌دوش ما
  2. شمارهٔ ۱۹ای خامه حرف زن که پس از ما کلام ما
  3. شمارهٔ ۲۰تجلی بر نمی تابی، ز بی تابی چه سود اینجا
  4. شمارهٔ ۲۱حریم بزم عشق است این، چرایی ناامید اینجا؟
  5. شمارهٔ ۲۲هر که از فرقهٔ ما نیست، لئیم است اینجا
  6. شمارهٔ ۲۳نمی کشد به چمن، طبع پرغرور مرا
  7. شمارهٔ ۲۴چو ماه شعشعهٔ ماست برق خرمن ما
  8. شمارهٔ ۲۵فغان که سوخت جهان بهانه گیر مرا
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.