پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

یک شب از بخت زبون شمعی نشد هم‌دوش ما

برنخیزد صبح جز خمیازه از آغوش ما

در محبت تا حدیث پندگویان نشنود

مغز سر چون شیشهٔ می پنبه شد در گوش ما

نکهت گل بی‌خودی می‌آورد دیوانه را

بوی او آورد باد و برد عقل و هوش ما

خامی از کار جهان، مستان چو آتش می‌برند

باده گردد پخته در میخانه‌ها از جوش ما

لب به دشواری گشاید در سخن آشفته‌دل

چشم خواب‌آلوده را ماند لب خاموش ما

عشق پنهان فاش خواهد گشت از آهم سلیم

سخت دودی می‌کند این آتش خس‌پوش ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰تجلی بر نمی تابی، ز بی تابی چه سود اینجا
  2. شمارهٔ ۲۱حریم بزم عشق است این، چرایی ناامید اینجا؟
  3. شمارهٔ ۲۲هر که از فرقهٔ ما نیست، لئیم است اینجا
  4. شمارهٔ ۲۳نمی کشد به چمن، طبع پرغرور مرا
  5. شمارهٔ ۲۴چو ماه شعشعهٔ ماست برق خرمن ما
  6. شمارهٔ ۲۵فغان که سوخت جهان بهانه گیر مرا
  7. شمارهٔ ۲۶‎تویی که تیغ چو آب تو کشته آتش را
  8. شمارهٔ ۲۷چو تیغ نیست محابا ز خصم پیشهٔ ما
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.