پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

چو تیغ نیست محابا ز خصم پیشهٔ ما

به روی سنگ دود همچو آب شیشهٔ ما

ز شور عشق بود هرکه باخبر، داند

که هست نالهٔ ما بانگ شیر بیشهٔ ما

ز فیض ابر بهاری ز بس تهیدستیم

سلام خشک فرستد به شاخ، ریشهٔ ما

نمانده قدر هنر، ورنه دادی از انصاف

زمانه چون مه نو، آب زر به تیشهٔ ما

شراب بی‌لب معشوق زهر باشد، ازان

چو زهر خورده بود سبز، رنگ شیشهٔ ما

چه گل سلیم تواند کسی ز ما چیدن؟

چو شمع می‌خورد از آتش آب، ریشهٔ ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹ای تازه رو، ز زخم خدنگ تو داغ ما
  2. شمارهٔ ۳۰در قفس رفته چو قمری چمن از یاد مرا
  3. شمارهٔ ۳۱چه غافلی‌ست ز دور سپهر‌، مردم را
  4. شمارهٔ ۳۲شعله دارد ز تو آیین غضبناکی را
  5. شمارهٔ ۳۳لب تو کرد پر از می ایاغ آینه را
  6. شمارهٔ ۳۴ذوقی ز باغ نیست دل غم پذیر را
  7. شمارهٔ ۳۵عشق را در قید دارد پیکر رنجور ما
  8. شمارهٔ ۳۶به گوش کس نبود آشنا حکایت ما
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.