پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴

ذوقی ز باغ نیست دل غم پذیر را

کوته کنید رشته ی مرغ اسیر را

برهیچ کس به غیر وجود ضعیف من

حیرت قفس نساخته نقش حصیر را

شیرین اگر اشاره به مژگان خود کند

سازد روان ز ناف گهر، جوی شیر را

اصلاح دوستان سخنم را به کار نیست

رخت قصب قبول ندارد عبیر را

شمشیر را ز جوهر تندی زوال نیست

افتادگی به خاک نشانیده تیر را

دشمن شود دلیر چو بیند ملایمت

کردند ازان حرام به مردان حریر را

آن کز مآل دولت دنیاست باخبر

کرسی زیر دار شمارد سریر را

با اختران چه کار ترا ای غزال مست

بگذار این شمردن دندان شیر را!

عنقا سلیم همدم و همراز من بس است

کاری به خلق نیست من گوشه گیر را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶به گوش کس نبود آشنا حکایت ما
  2. شمارهٔ ۳۷رهنمایی چون کنم در دیدن او دیده را؟
  3. شمارهٔ ۳۸نماید خرمن آزادگان چون رنگ کاهی را
  4. شمارهٔ ۳۹چشمت ز ناز بسته به نظاره راه را
  5. شمارهٔ ۴۰ما گرفتاریم و غیر از ناله نبود کار ما
  6. شمارهٔ ۴۱کند به راه تو پامال، آسمان ما را
  7. شمارهٔ ۴۲احتراز از عشق کی باشد دل دیوانه را؟
  8. شمارهٔ ۴۳گریه طوفان می کند از نکهت محبوب ما
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.