پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

نماید خرمن آزادگان چون رنگ کاهی را

ز چشم برق همچون داغ اندازد سیاهی را

جهان از می‌پرستی چون خرابم می‌تواند کرد؟

چه نقصان است اگر راند کسی در آب ماهی را؟

بلندی پست فطرت را به اندک مایهٔ دنیاست

که معراجی‌ست هر شاخ گیا، مرغان چاهی را

الهی آتشی در خانهٔ مرغ چمن افتد!

که شاخ گل ز سر بگذارد این صاحب‌کلاهی را

دلم تا خفتگان انجمن را دید، می‌داند

که گریه از برای چیست شمع صبحگاهی را

به مهر آسمان ایمن مشو کاین شحنه در آخر

کند کرسی زیر دار، تخت پادشاهی را

به طرف جویبار از رقص نتوان منع او کردن

که معشوق خوش‌آوازی به دست افتاده ماهی را

سلیم اهل سخن را بی‌زبانی عیب می‌باشد

که واجب‌تر ز هر چیز است شمشیری، سپاهی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰ما گرفتاریم و غیر از ناله نبود کار ما
  2. شمارهٔ ۴۱کند به راه تو پامال، آسمان ما را
  3. شمارهٔ ۴۲احتراز از عشق کی باشد دل دیوانه را؟
  4. شمارهٔ ۴۳گریه طوفان می کند از نکهت محبوب ما
  5. شمارهٔ ۴۴می‌دهد سیل سراغ ره ویرانهٔ ما
  6. شمارهٔ ۴۵عشق دیگر در فغان آورده ناقوس مرا
  7. شمارهٔ ۴۶آن بلبلم که هرگاه، از دل کشم فغان را
  8. شمارهٔ ۴۷تا به کی آن آهوی وحشی نگردد رام ما
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.