پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

آن بلبلم که هرگاه، از دل کشم فغان را

از خون چو ساغر می، پر سازم آشیان را

نه الفتی به مرغان، نه رغبتی به افغان

من بلبل غریبم این باغ و بوستان را

هر دم بهار خود را صد رنگ می نماید

آفت مباد هرگز، یکرنگی خزان را

جز چشم او که دارد مسکن به زیر ابرو

مردم نشین ندیده کس خانه ی کمان را

بگذر ای همایم کآورده خنجر او

در قبضه ی تصرف این مشت استخوان را

کردم سلیم آخر، قطع نظر ز خوبان

چون لاله داغ کردم، این چشم خون فشان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸نتوان گفت به رویش سخن آینه را
  2. شمارهٔ ۴۹سینه ریشانیم و دارد آن دهن درمان ما
  3. شمارهٔ ۵۰بس است شاهد مستی همین گلستان را
  4. شمارهٔ ۵۱ریزد ز بس غبار دل از هر فغان ما
  5. شمارهٔ ۵۲خوش آن زمان که سر مهر بود خوبان را
  6. شمارهٔ ۵۳آیینه کجا دیده ست، رخسار چو ماهش را
  7. شمارهٔ ۵۴نگاه باغبانم، می‌پرستم لاله و گل را
  8. شمارهٔ ۵۵فلک نبود به مستی حریف نالهٔ ما
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.