پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

نتوان گفت به رویش سخن آینه را

نسبتی با تن او نیست تن آینه را

شوق رویش همه کس را به غریبی دارد

سبب این است جلای وطن آینه را

هیچ کس نیست که در وصل تو نقشش ننشست

خوب دارد گل روی تو فن آینه را

چرب نرمی ست در اصلاح دلم کار غمت

موم روغن شده این سنگ، تن آینه را

رونق انجمن از صحبت اهل سخن است

سبز دارد پر طوطی، چمن آینه را

حسن چون پرده گشاید پی تاراج، سلیم

به در آرد ز بدن پیرهن آینه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰بس است شاهد مستی همین گلستان را
  2. شمارهٔ ۵۱ریزد ز بس غبار دل از هر فغان ما
  3. شمارهٔ ۵۲خوش آن زمان که سر مهر بود خوبان را
  4. شمارهٔ ۵۳آیینه کجا دیده ست، رخسار چو ماهش را
  5. شمارهٔ ۵۴نگاه باغبانم، می‌پرستم لاله و گل را
  6. شمارهٔ ۵۵فلک نبود به مستی حریف نالهٔ ما
  7. شمارهٔ ۵۶می‌جهد برق ز آه دل غم‌پیشهٔ ما
  8. شمارهٔ ۵۷چو غنچه نیست نهان از کسی دفینهٔ ما
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.