پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱

کند به راه تو پامال، آسمان ما را

حباب آبله ی پاست موج دریا را

هوای کعبه ی کوی تو مضطرب دارد

چو خیل مور سراسیمه، ریگ صحرا را

به گریه، دیده ای از دل کریم تر دارم

به خاک ریخته ابر آبروی دریا را

ز پای راهروان تو تا قیامت ماند

نشان آبله بر روی، سنگ سودا را

همین هما نخورد ز استخوان من روزی

که آب و دانه ز اشک من است عنقا را

تلاش آب بقا ای سکندر این همه چیست

نمی دهند به کس خود دوبار دنیا را

گریزپاست نشاط جهان، درین گلشن

ز دست خود نگذاری تذرو مینا را

برای فتنه جهان را بهانه بسیار است

نسیمی از پی طوفان بس است دریا را

صدا چگونه برآید، که این سیه چشمان

به سنگ سرمه شکستند شیشه ی ما را

سلیم، خوابت اگر شب نمی برد در عشق

چو شمع چرب کن از مغز سر، کف پا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳گریه طوفان می کند از نکهت محبوب ما
  2. شمارهٔ ۴۴می‌دهد سیل سراغ ره ویرانهٔ ما
  3. شمارهٔ ۴۵عشق دیگر در فغان آورده ناقوس مرا
  4. شمارهٔ ۴۶آن بلبلم که هرگاه، از دل کشم فغان را
  5. شمارهٔ ۴۷تا به کی آن آهوی وحشی نگردد رام ما
  6. شمارهٔ ۴۸نتوان گفت به رویش سخن آینه را
  7. شمارهٔ ۴۹سینه ریشانیم و دارد آن دهن درمان ما
  8. شمارهٔ ۵۰بس است شاهد مستی همین گلستان را
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.