پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

احتراز از عشق کی باشد دل دیوانه را؟

شعله، از مستی بود مهتاب، این پروانه را

دل چو دارد مایه ای از عشق، یک داغش بس است

گرم سازد فصل تابستان چراغی خانه را

ناله ی دل در سر زلف سیاهش دور نیست

گر چو موسیقار در فریاد آرد شانه را

کار بر قانون ساقی کن در ایام بهار

ترجمان داری، نهی گر بر زمین پیمانه را

چرخ کج رفتار کی دارد غم افتادگان

از پریشانی نقش پا، چه غم دیوانه را

دلفریبی را تماشا کن که مرغ نامه بر

دام پندارد ز شوق او کبوترخانه را

آنکه بر من گل نمی زد پیش ازین از دوستی

می زند اکنون به چوب گل من دیوانه را

هیچ کس از کاروبار خویش ناخشنود نیست

هدهد قواده تاج سر شمارد شانه را

بی‌فغان در حلقهٔ ما بیدلان نتوان نشست

منصب بلبل بود در بزم ما پروانه را

گرچه گستاخی ست با پیر مغان، اما سلیم

نقلدان بایست باشد طاق‌ها میخانه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴می‌دهد سیل سراغ ره ویرانهٔ ما
  2. شمارهٔ ۴۵عشق دیگر در فغان آورده ناقوس مرا
  3. شمارهٔ ۴۶آن بلبلم که هرگاه، از دل کشم فغان را
  4. شمارهٔ ۴۷تا به کی آن آهوی وحشی نگردد رام ما
  5. شمارهٔ ۴۸نتوان گفت به رویش سخن آینه را
  6. شمارهٔ ۴۹سینه ریشانیم و دارد آن دهن درمان ما
  7. شمارهٔ ۵۰بس است شاهد مستی همین گلستان را
  8. شمارهٔ ۵۱ریزد ز بس غبار دل از هر فغان ما
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.