پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

رهنمایی چون کنم در دیدن او دیده را؟

حاجت تعلیم نبود مردم فهمیده را

هر کسی بیرون نمی آرد سری از زلف او

شانه داند معنی این مصرع پیچیده را

گفتم از اشکم مگر گردون بپرهیزد، ولی

نیست بیم از گریه ام این گرگ باران دیده را

در زمان طالع ما تیره روزان بس نشد

فتنه زاییدن شب گیسو به خون غلتیده را

التفات و مهربانی را عبث ضایع مکن

مشکل است اصلاح کردن خاطر رنجیده را

دیده را از دیدن رویت تسلی ساختم

چون دهم تسکین نمی دانم دل نادیده را؟

عیب شاکر کی شود ظاهر سلیم از شعر فهم؟

با محک نشناخت هرگز کس زر دزدیده را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹چشمت ز ناز بسته به نظاره راه را
  2. شمارهٔ ۴۰ما گرفتاریم و غیر از ناله نبود کار ما
  3. شمارهٔ ۴۱کند به راه تو پامال، آسمان ما را
  4. شمارهٔ ۴۲احتراز از عشق کی باشد دل دیوانه را؟
  5. شمارهٔ ۴۳گریه طوفان می کند از نکهت محبوب ما
  6. شمارهٔ ۴۴می‌دهد سیل سراغ ره ویرانهٔ ما
  7. شمارهٔ ۴۵عشق دیگر در فغان آورده ناقوس مرا
  8. شمارهٔ ۴۶آن بلبلم که هرگاه، از دل کشم فغان را
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.