پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

چه غافلی‌ست ز دور سپهر‌، مردم را

در آسیا بنگر خواب ناز گندم را

هزار همچو تو رفتند و آسمان برجاست

بسا سبو که شکسته‌ست در قدم خم را

سپهر را خطر از رهگذار حادثه نیست

زیان نمی‌رسد از سنگ‌، کاسهٔ سم را

به دفع چشم بد هر کسی سپند‌ی هست

کسی چه چاره کند چشم زخم انجم را

به جلوه‌گاه تو ای شاخ گل ز شرم چو کبک

به خویش دزدد طاووس بوستان دم را

کسی که بر حذر است از زبان مار، سلیم

به خود دراز ندیده زبان مردم را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳لب تو کرد پر از می ایاغ آینه را
  2. شمارهٔ ۳۴ذوقی ز باغ نیست دل غم پذیر را
  3. شمارهٔ ۳۵عشق را در قید دارد پیکر رنجور ما
  4. شمارهٔ ۳۶به گوش کس نبود آشنا حکایت ما
  5. شمارهٔ ۳۷رهنمایی چون کنم در دیدن او دیده را؟
  6. شمارهٔ ۳۸نماید خرمن آزادگان چون رنگ کاهی را
  7. شمارهٔ ۳۹چشمت ز ناز بسته به نظاره راه را
  8. شمارهٔ ۴۰ما گرفتاریم و غیر از ناله نبود کار ما
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.