پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

شراب نقل نخواهد، بگیر ساغر را

که احتیاج شکر نیست شیر مادر را

درین محیط، قناعت به آب تلخی کن

همان به جام صدف ریز آب گوهر را

به راه عشق قدم چون نهی مجرد شو

برهنگی بود اسباب ره شناور را

مباد کم ز سرت سایه ی کلاه نمد

ببوس و بر سر شاهان گذار افسر را

سر برهنه ی خورشید را زوالی نیست

ز شمع پرس که چون تاج می خورد سر را

سلیم آینه در دیده آب می آرد

کند چو یاد، لب تشنه ی سکندر را

درین محیط ز من باخت نوح لنگر را

به ناخدا نبود نسبتی شناور را

چنان زمانه کمر در شکست پاکان بست

که در صدف چو سفیداب کرد گوهر را

چو شمع موم، نسب از پدر شود روشن

بری چو دختر رز چند نام مادر را؟

کسی که سیر خزان کرده است، می داند

که چیست نوحه گری در چمن صنوبر را

به یارنامه چو سازم رقم، کنم قراض

به جای نامه ز غیرت پر کبوتر را

سلیم، کفر ازان زلف بس که رونق یافت

بود به خواری اسلام رحم، کافر را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴مزن به خون من ای پر عتاب، استغنا
  2. شمارهٔ ۱۵پیری نشد خزان گل شاخسار ما
  3. شمارهٔ ۱۶محبت از دل ما شُسته نقش کینه‌خواهی را
  4. شمارهٔ ۱۷در آشوب جهان، کشتی پر از صهباست مستان را
  5. شمارهٔ ۱۸یک شب از بخت زبون شمعی نشد هم‌دوش ما
  6. شمارهٔ ۱۹ای خامه حرف زن که پس از ما کلام ما
  7. شمارهٔ ۲۰تجلی بر نمی تابی، ز بی تابی چه سود اینجا
  8. شمارهٔ ۲۱حریم بزم عشق است این، چرایی ناامید اینجا؟
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.