پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰

ای ز مژگانت مرا چون خوشه در دل تیرها

بر سرم چون برگ بید از غمزه ات شمشیرها

خفته در راه تو از عجز ای غزال شیرگیر

دست بر بالای یکدیگر نهاده شیرها

گرچه در راه تو عمرم صرف شد چون گردباد

دارم از ریگ بیابان بیشتر تقصیرها

صیدگاه کیست این صحرا که از زخم خدنگ

سایه پنداری پلنگ است از پی نخجیرها

فکر اسباب تعلق کردن از دیوانگی ست

موج دریای جنون ماست این زنجیرها

سایه ی تیغ است عاشق را مقام عافیت

برگ نی باشد حصاری از برای شیرها

کفر و دین را عشق صلحی داد کز اندام خود

چون زره کردند جوهر را برون شمشیرها

نیست آزادی سلیم از حلقهٔ فتراک عشق

صیدگاه اوست عالم، ما همه نخجیرها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲شراب نقل نخواهد، بگیر ساغر را
  2. شمارهٔ ۱۳به راه عشق خطر نیست بینوایان را
  3. شمارهٔ ۱۴مزن به خون من ای پر عتاب، استغنا
  4. شمارهٔ ۱۵پیری نشد خزان گل شاخسار ما
  5. شمارهٔ ۱۶محبت از دل ما شُسته نقش کینه‌خواهی را
  6. شمارهٔ ۱۷در آشوب جهان، کشتی پر از صهباست مستان را
  7. شمارهٔ ۱۸یک شب از بخت زبون شمعی نشد هم‌دوش ما
  8. شمارهٔ ۱۹ای خامه حرف زن که پس از ما کلام ما
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.