پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸

تا چند دیر و کعبه، مخوان این فسانه را

همچون کمان حلقه، یکی کن دو خانه را

معشوق، پاسبانی ما عاشقان کند

بلبل ز غنچه قفل زند آشیانه را

در سینه هرچه بود، سپردم به دست عشق

آری همین علاج بود دزد خانه را

سرسبزی از جهان چه تمنا کنی که هست

دندان مور ریشه درین خاک دانه را

دست تهی دلالت دیوانگی کند

بهتر ز ما ندیده کسی فال شانه را

ما را چه جای شکوه، که شب پاسبان سلیم

زنجیر می کند در زنجیرخانه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰ای ز مژگانت مرا چون خوشه در دل تیرها
  2. شمارهٔ ۱۱سخن بست از لبم احرام طوف کعبهٔ دل‌ها
  3. شمارهٔ ۱۲شراب نقل نخواهد، بگیر ساغر را
  4. شمارهٔ ۱۳به راه عشق خطر نیست بینوایان را
  5. شمارهٔ ۱۴مزن به خون من ای پر عتاب، استغنا
  6. شمارهٔ ۱۵پیری نشد خزان گل شاخسار ما
  7. شمارهٔ ۱۶محبت از دل ما شُسته نقش کینه‌خواهی را
  8. شمارهٔ ۱۷در آشوب جهان، کشتی پر از صهباست مستان را
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.