پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۰

مدعیان در پیم جمله کمین کرده اند

آه که مهر مرا با تو یقین کرده اند

داغ غلامیش را من بدل خویش جا

داده ام و خسروان زیب جبین کرده اند

رخ زمی سرخ کن سرخ بر غم سپهر

خاصه که از سبزه سبز روی زمین کرده اند

برهمنان گشته اند گرنه از این بت خجل

از چه بتانرا چنین گوشه نشین کرده اند

مملکت حسن را چون تو نیامد شهی

گرچه بس این مملکت زیر نگین کرده اند

از دل و دین کسی نیست نشانی زبس

زلف و رخت خلق را بیدل و دین کرده اند

سنبل پر چین او هر دو زغیرت (سحاب)

خون بدل آهوی چین کرده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۲از دست تست باده به کامم چنان لذیذ
  2. شمارهٔ ۱۸۳تنها منم نه از همه کس خاکسارتر
  3. شمارهٔ ۱۸۴از بس گرفته خو بخیالت دل صبور
  4. شمارهٔ ۱۸۵آورده ام بکف باز زلف نگار دیگر
  5. شمارهٔ ۱۸۶کشیم بارز کویت به سوی یار دگر
  6. شمارهٔ ۱۸۷بر آن سرم که دهم دل به دلنواز دگر
  7. شمارهٔ ۱۸۸دلش از عشق خون به سینه نگر
  8. شمارهٔ ۱۸۹مردیم و دل ز دست غمش در فغان هنوز
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.