پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۸

گلی کز آتش غیرت گلاب می‌سازد

برای آن گل عارض گلاب می‌سازد

به یاد محفل وصلت که می‌کند محکم

سرشک من همه عالم خراب می‌سازد

به کام زهر مکافات خواهدم عمری

دمی ز خویشم اگر کامیاب می‌سازد

مگو که بی‌خودی ما نقاب دیدهٔ ماست

چرا جمال نهان در نقاب می‌سازد

ز بس که تاب ندارد (سحاب) طبع دلم

از آن به سنبل پر پیچ و تاب می‌سازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۰مدعیان در پیم جمله کمین کرده اند
  2. شمارهٔ ۱۸۱پیشتر کاین دل درون سینه ماوا کرده بود
  3. شمارهٔ ۱۸۲از دست تست باده به کامم چنان لذیذ
  4. شمارهٔ ۱۸۳تنها منم نه از همه کس خاکسارتر
  5. شمارهٔ ۱۸۴از بس گرفته خو بخیالت دل صبور
  6. شمارهٔ ۱۸۵آورده ام بکف باز زلف نگار دیگر
  7. شمارهٔ ۱۸۶کشیم بارز کویت به سوی یار دگر
  8. شمارهٔ ۱۸۷بر آن سرم که دهم دل به دلنواز دگر
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.