پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۳

خسروا صحن فلک ساحت میدان تو باد

گردش گوی خور از لطمهٔ چوگان تو باد

نرسد پای وجودت چو بر اقلیم وجوب

برتر از کون و مکان عالم امکان تو باد

در حریم حرم عیش و طرب مهر و سپهر

دایم این مجمر و آن مجمره گردان تو باد

ماه از شمع وثاق تو پی کسب ضیا

همچو شمع فلک از شمسه ی ایوان تو باد

آب سرچشمه ی حیوان چو بود خاک درت

خضر لب تشنه ی سرچشمه ی حیوان تو باد

نه فلک در صدف آید به محیط کرمت

هر یکی پر گهر از قطره ی احسان تو باد

گلشن عیش بود بزم می و روی نگار

ز آن دو گلشن گل مقصود به دامان تو باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۵بازم از وصلش به جسم ناتوان جان کی رسد
  2. شمارهٔ ۱۶۶هر غم که جدا از دل غمگین من آمد
  3. شمارهٔ ۱۶۷کی ز امتداد روز قیامت حذر کند
  4. شمارهٔ ۱۶۸تو آن نئی که کسی از غمت هلاک شود
  5. شمارهٔ ۱۶۹خواب راحت شد از آن دیده که سوی تو فتاد
  6. شمارهٔ ۱۷۰تا روان اشک من از دیده ی تر خواهد بود
  7. شمارهٔ ۱۷۱آسمان هر ستمی با من می خواره کند
  8. شمارهٔ ۱۷۲اگر آگه ز خزان باد بهاری نشود
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.