پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴

زین سرونشان یافتم آن سرونشان را

آن سرونشان نازم و این سرونشان را

زلفش بربود از من و خلقی دل و دانم

نستانم از او چون دگران من دگر آن را

چشم و مژه و ابروی او یا دو کمان‌دار

بر قصد هم آورده به کف تیر و کمان را

رفتیم پی گندم خالش من و آدم

او داد مکان از کف و من کون و مکان را

بر خلق جهان تنگ شکر جای کند تنگ

آرد به شکر خنده چو آن تنگ دهان را

در آتش رخ دانیش آن خط سیه چیست

دودیست که بنموده سیه روز جهان را

نتوان سر موئی به میان فرق نهادن

با موی بسنجی اگر آن موی میان را

برخاسته‌ام از سر جان بر سر آنم

تا سازمش ایثار به مقدم سر و جان را

آری نشود گر سر من خاک ره دوست

بر دوش کشم بهر چه این بار گرانرا

بین پایهٔ نازش چه بلند است که بر خاک

نادیده کسی سایهٔ آن سرو روان را

عیبی به وجودش نتوان یافت صغیرا

جز این که وفا نیست مر آن روح روان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶چو من آراستم ز آیینه دل جلوه‌گاهش را
  2. شمارهٔ ۷هر گه بیفشانی به رخ زلف سیاه خویش را
  3. شمارهٔ ۸ناصح از بیماری عشق از چه بیم آری مرا
  4. شمارهٔ ۹از آن ندیده کسی آفتاب روی تو را
  5. شمارهٔ ۱۰به چنگ آرم شبی گر طره جانانهٔ خود را
  6. شمارهٔ ۱۱شبی فرهاد اگر بیند به خواب آن لعل نوشین را
  7. شمارهٔ ۱۲تا بود زلف تو اسباب پریشانی ما
  8. شمارهٔ ۱۳جانا ز که آموختی این عشوه گری را
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.