پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

شبی فرهاد اگر بیند به خواب آن لعل نوشین را

ز لوح سینه با ناخن تراشد نقش شیرین را

ز چین زلف خم در خم زنی رسم جهان بر هم

همه مشک آورند از چین تو از مشک آوری چین را

دل ما را قراری نیست جز در حلقهٔ زلفت

بلی در زیر زنجیر است آرامش مجانین را

مجو ای شیخ از ما جز طریق عشق و شیدایی

چه داند عاشق دلداده رسم کیش و آئین را

مرا گویند پنهان کن غم عشق و نمیدانم

چسان پنهان کنم رخسار زرد و اشک خونین را

جان آئینهٔ فکر تو است از زشت و از زیبا

نه بینی بد به عالم گر ببندی چشم بدبین را

صغیر از نور حکمت می‌شود چشم دلت روشن

اگر جانت شود نائل مقام حلم و تمکین را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳جانا ز که آموختی این عشوه گری را
  2. شمارهٔ ۱۴در روی این زمین که تویی صد هزارها
  3. شمارهٔ ۱۵شد به زلف یار هر که مبتلا
  4. شمارهٔ ۱۶گر نبینم روزی آن مهر جهان افروز را
  5. شمارهٔ ۱۷موشکافی به جهان گرچه بود پیشهٔ ما
  6. شمارهٔ ۱۸جانا ز روی خویش بر افکن نقاب را
  7. شمارهٔ ۱۹عشق تو با خاک ره ساخته یکسان مرا
  8. شمارهٔ ۲۰شکرلله که شده جای تو اندر دل ما
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.