پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

عشق تو با خاک ره ساخته یکسان مرا

پای به سر نه کنون از ره احسان مرا

تا به هم آویخته باد صبا طره ات

کرده از این ماجرا سخت پریشان مرا

من به تو حیران و شد واله و حیران من

هر که بدید اینچنین واله و حیران مرا

هر چه که خواهی بکن هر چه که خواهی بگو

دادن فرمان تو را بردن فرمان مرا

کعبه من کوی تو قبله ام ابروی تو

غیر ولای تو کو مذهب و ایمان مرا

کافر عشق توام باک ندارم ز کس

گو که ندانند هم خلق مسلمان مرا

وصف جنان بر صغیر این همه واعظ مخوان

روضه رضوان ترا صحبت جانان مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱اگر به جرم محبت کنند پوست، مرا
  2. شمارهٔ ۲۲ویرانهٔ آن گنج نهان است دل ما
  3. شمارهٔ ۲۳داده ام جا به سر هوای تو را
  4. شمارهٔ ۲۴چند به چهره افکنی زلف سیاه خویش را
  5. شمارهٔ ۲۵خدای ساخته گنجینه گهر ما را
  6. شمارهٔ ۲۶در روزگار چون گذرد روزگار ما
  7. شمارهٔ ۲۷جز می کشیدن حاصلی کو گردش ایام را
  8. شمارهٔ ۲۸من از دل رخ نتابم زانکه یارم رخ نمود اینجا
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.