پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

شکرلله که شده جای تو اندر دل ما

بعد از این هیچ نباشد به میان حایل ما

فخر ما خاک نشینان به ملایک این بس

که زدی خیمه تو ای شاه در آب و گل ما

هر کسی حاصلی از عمر جهان دارد و نیست

جز غم عشق تو ای جان جهان حاصل ما

سرفکندیم به پای تو و داریم امید

که قبول افتدت این تحفه ناقابل ما

حالیا سرخوش و مستیم و نداریم خبر

که چه بود و چه شود ماضی و مستقبل ما

تا کی از سر به هوائی به سما می‌نگری

ای خداجوی خدا جوی ز عرش دل ما

باغ فردوس نخواهیم و گلستان ارم

تا سر کوی خرابات بود منزل ما

شکر لله که نشستیم چو در کشتی عشق

گشت چون نوح بیابان نجف ساحل ما

حل مشکل همه از شاه نجف خواه صغیر

که جز از همت او حل نشود مشکل ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲ویرانهٔ آن گنج نهان است دل ما
  2. شمارهٔ ۲۳داده ام جا به سر هوای تو را
  3. شمارهٔ ۲۴چند به چهره افکنی زلف سیاه خویش را
  4. شمارهٔ ۲۵خدای ساخته گنجینه گهر ما را
  5. شمارهٔ ۲۶در روزگار چون گذرد روزگار ما
  6. شمارهٔ ۲۷جز می کشیدن حاصلی کو گردش ایام را
  7. شمارهٔ ۲۸من از دل رخ نتابم زانکه یارم رخ نمود اینجا
  8. شمارهٔ ۲۹گردون همیشه پست کند ارجمند را
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.