پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳

داده ام جا به سر هوای تو را

می زنم بوسه خاک پای تو را

سر من جان من بلاگردان

قد سر تا به پا بلای تو را

خواه بنواز و خواه بگدازم

که به جان می‌خرم رضای تو را

مهر و ماه اوفتاده از نظرم

تا بدیدم مها لقای تو را

چون کنم شکر اینکه ایزد داد

در کفم رشتهٔ ولای تو را

زاهد از حق بهشت می‌طلبد

من سر کوی با صفای تو را

نظری بر صغیر کن جز تو

که نوازد شها گدای تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵خدای ساخته گنجینه گهر ما را
  2. شمارهٔ ۲۶در روزگار چون گذرد روزگار ما
  3. شمارهٔ ۲۷جز می کشیدن حاصلی کو گردش ایام را
  4. شمارهٔ ۲۸من از دل رخ نتابم زانکه یارم رخ نمود اینجا
  5. شمارهٔ ۲۹گردون همیشه پست کند ارجمند را
  6. شمارهٔ ۳۰چو در کویت وطن دارم نجویم باغ رضوان را
  7. شمارهٔ ۳۱بگشود تا به خنده لب نوشخند را
  8. شمارهٔ ۳۲مکن باور به یک منوال دور زندگانی را
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.