پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

مکن باور به یک منوال دور زندگانی را

به یاد آر ای توانا روزگار ناتوانی را

به کسب معرفت کوش و جوانی صرف طاعت کن

که خواهی خورد گاه پیری افسوس جوانی را

برای معنی است ایجاد هر صورت مشو غافل

بصورتها بزن پای و بدست آور معانی را

گرت بایست دیدار حقیقت چشم جان بگشا

بچشم جان توان دیدن جمال یار جانی را

تو از احصای نعمتهای ظاهر قاصری آخر

شمردن کی توانی مرحمت های نهانی را

چو بد کردی و بد دیدی مده بد را بحق نسبت

بحق اصل خوبی ها رها کن بدگمانی را

بلا از آسمان گردید بر اهل زمین نازل

زمین بگذاشتند آنها چو حکم آسمانی را

کمال خویشرا حق کرد ظاهر اندرین خلقت

نمود آئینهٔ صنع خود امر کن فکانی را

تو کردی دمبدم عصیان حقت افزود بر نعمت

پذیرد هم در آخر تو به ات بین مهربانی را

صغیرا بر بنای عالم آنکو معترض گردد

بدان ماند که خشتی خرده گیرد طرح بانی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴فرقی نمانده در عمل خوب و زشت ما
  2. شمارهٔ ۳۵رفت اختیار ما به نگاهی ز دست ما
  3. شمارهٔ ۳۶پایهٔ آمال محکم در جهان کردن چرا
  4. شمارهٔ ۳۷اگر مشاهده خواهی جمال یزدان را
  5. شمارهٔ ۳۸ای قوی پنجه که بازوی تواناست ترا
  6. شمارهٔ ۳۹ای نام عاشق‌سوز تو ورد زبان‌ها
  7. شمارهٔ ۴۰ای بی نیاز ذات تو از هر نیاز ما
  8. شمارهٔ ۴۱گر از حبیب طلب میکنی سوای حبیب
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.