پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

اگر مشاهده خواهی جمال یزدان را

ببین جمال عدیم المثال قرآن را

به چشم جسم نبینی به غیر جسم آری

ببین بدیدهٔ جان فاش طلعت جان را

لباس لفظ ببر کرده شاهد معنی

نقاب ساخته واجب به چهره امکان را

خود این کتاب نه توریه باشد و انجیل

که احتمال دهی اختلاف و نقصان را

بلی چگونه ز دشمن بر آن گزند رسد

که گفته حضرت معبود حافظم آن را

بگو بدشمن خفاش خوی مکر اندیش

که خواست منکسف این آفتاب تابان را

بغیر اینکه ز دست آنچه داشتی دادی

چه استفاده گرفتی فریب و دستان را

نکرده ای زبری زیر از کلام خدای

حق از تو زیروزبر کرد مرز و سامان را

زرنک رنک عذاب وز گونه گونه عتاب

خدای بهر تو بنموده نقد نیران را

صغیر معجز فرقان کتاب احمد برد

ز خاطر همه شرح کلیم و ثعبان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹ای نام عاشق‌سوز تو ورد زبان‌ها
  2. شمارهٔ ۴۰ای بی نیاز ذات تو از هر نیاز ما
  3. شمارهٔ ۴۱گر از حبیب طلب میکنی سوای حبیب
  4. شمارهٔ ۴۲ساقیا بی تکلف آر شراب
  5. شمارهٔ ۴۳بیا ساقی از یکدو جام شراب
  6. شمارهٔ ۴۴بتی کو عزم دوری داشت با من با منست امشب
  7. شمارهٔ ۴۵دل بدست آر دلا کعبهٔ مقصود دل است
  8. شمارهٔ ۴۶آنکه مانند تواش یار دل آزاری هست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.